تبليغاتX
گل یا پوچ

welcome

welcome golyapooch

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 3:45  توسط سیامک  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 22:20  توسط سیامک  | 

گل یا پوچ

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 20:2  توسط سیامک  | 


کسي که محتاج عشق است در دنياي تنهايي با محروميت مي سوزد و جز خدا کسي نمي تواند انيس شبهاي تار او باشد و جز ستارگان اشکهاي او را پاک نخواهد کرد و جز کوههاي بلند راز و نياز او را نخواهند شنيد و جز مرغ سحر ناله صبحگاه او را حس نخواهند کرد.
عشق است که روح مرا به تموج وا مي دارد و قلب مرا به جوش مي آورد. استعدادهاي نهفته مرا ظاهر مي کند و مرا از خودخواهي و خودبيني مي راند. دنياي ديگري حس مي کنم و در عالم وجود محور مي شوم.احساس لطيف ، قلبي حساس و ديده اي زيبابين پيدا مي کنم. لرزش يک برگ، نور يک ستاره دور ، موريانه کوچک ، نسيم ملايم سحر ، موج دريا و غروب آفتاب ، همه احساس و روح مرا مي ربايند و ار اين عالم مرا به دنياي ديگري مي برند. اينها همه و همه از تجليات عشق است. 


 

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 19:48  توسط سیامک  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 20:2  توسط سیامک  | 

 

هر وقت دلتنگ میشم میام پشت قلبت و هی در می زنم پس هر وقت قلبت می زنه بدون دلم برات تنگ شده

  شيمي نخوندم , ولي مي دونم اگه عشق نباشه ملکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي تونن اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد

 مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

اگر عشق نبود از تشنگي مي مرديم خدا را شکر که عشق هست و ... خون دل مي خوريم تا زنده بمانيم!

عشق يعني بودي تو در هستي من. عشق يعني دست تو در دست من. عشق يعني زندگي در يك

بهشت. عشق يعني انتهاي سرنوشت

وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره،وقتي نا اميد شديبه ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي ساکت شدي به ياد بيار کسي رو که به شنيدن صداي تومحتاجه

عشق مثل آبه . مي توني توي دستت قايمش کني اما آخرش يه روز دستتو وا مي کني مي بيني نيست . قطره قطره چکيده بي اينکه بفهمي

 

 هميشه فكر مي كردم اگه يه روز نباشي مي ميرم اما من نمردم من داغون شدم خيلي دلم مي خواد بگم فراموشت كردم ولي واقعيت اينه كه نمي تونم فراموشت كنم خيلي دلم مي خواد خوابتو ببينم ولي از وقتي كه رفتي چشمام خيسه و خواب به چشمام نمياد يادته اشكامو پاك مي كردي ؟؟؟؟؟؟؟ مي خوام بخوابم خوابتو ببينم اشكامو پاك مي كني ؟؟؟

کاش ميشد هيچ کس تنها نبود کاش ميشد ديدنت رويا نبود گفته بودي با تو مي مانم ولي... رفتي و گفتي و اينجا جا نبود ساليان سال تنها مانده ام شايد اين رفتن سزاي من نبود من دعا کردم براي بازگشت دست هاي تو ولي بالا نبود باز هم گفتي که فردا ميرسي کاش روز ديدنت فردا نبود

انگار بايد به اين سكوت تلخ ادامه دهم انگار بايد لبخند بيروحم را دوباره و دوباره و دوباره تكرار كنم !!! و اشكهايم را كه بي اختيار ميريزند با خنده در آميزم ! تا غم سنگين چشمانم را از چشم ها پنهان كنم ................. انگار بايد باز هم تحمل كنم هنوز براي سخن گفتن زود است....!!!! ......

 سرمايه ي عمره آدمي 1 نفس است و اون 1 نفس از براي 1 هم نفس است. گر نفسي با نفسي هم نفس است اون 1 نفس از براي 1 عمر بس است

عشق مثله يك تيره كه درست مي خوره وسط قلب آدم نه مي توني درش بياري نه مي توني بزاري بمونه اگه درش بياري مي ميري اگه بزاري بمونه بازم مي ميري پس آخرش جون تو مي گيره

 آخر يه روز پرينت قلبم رو مي گيرم تا باورت بشه كه با هر نفسم صد بار مي گم دوستت دارم

وقتي قرار شد من بيقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگيم باشي... از هر چه قرار است غير تو باشد... خواهم گذشت

زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی و جدایی سخت است نه به سختی تنهایی

  مي گفت قلبم را گم كرده ام. چقدر بي حواسم. وتوي بزرگترين خيابانهاي شهر دنبا لش مي گشت همه جا سرك مي كشيد در حواشي خطهاي عبورو مرور،در پيادرو و... بعد از گذشتن از تمام طبيعت وجهان، هنوز عاشق نبود. و بالاخره از شدت خستگي به ديوار تكيه داد. آمد عرق پيشانيش را با دست چپ پاك كند كه يكباره با تعجب فرياد زد قلبم را پيدا كردم. در دستش،مچاله شده بود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 20:40  توسط سیامک  | 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 21:10  توسط سیامک  | 

من دلم می خواهد با طلوع خورشید، جای هر قطره ی شبنم،روی هرگلبرگی بنویسم،دوستت میدارم

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست

 تا حالا کفشهات رو نگاه کردی؟ دو تا عاشق،دو تا همراه، که بی هم ميميرن، با هم خاکی ميشن، بدون هم زير بارون نميرن، کاش آدما هم یکم از کفشاشون ياد بگيرن

 چند تا دوسم داري ؟ همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوست دارم

 

عشق مثل آبه . مي توني توي دستت قايمش کني اما آخرش يه روز دستتو وا مي کني مي بيني نيست . قطره قطره چکيده بي اينکه بفهمي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 18:39  توسط سیامک  | 

   به امید دیدار  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 19:43  توسط سیامک  |